خرید بک لینک
امروز خانم "ا" اومد و دو تا اتاق رو از بالا تا پايين به بهترين شكل شست و رُفت خودم وحشتناك حال ندار و خسته بودم، ديگه تولد هم دعوت بوديم، ساعت ٥:٣٠در حاليكه آشپزخونه ريخت و پاش و بود كلي كار بود گفتم

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 3:14

يكي از دوستام عكس هاي دو نفره و چهارنفره ( با دو فرزندش) را مي گذاره تو اينستا و روي پروفايلش ... تو همه ي عكس ها مي خندن و همسرش دستش يا دور كمرش را گرفته و او هم مي خندد ... عكس ها شيك و بسيار زيبا

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 3:14

جوجه ديشب تب كرد و يه بار بالا آورد و تبش پايين نيومد و نصفه شب

برديمش دكتر! خانواده ي همسر از خونشون اومدن و بعدش هم اومدن

خونمون، حالا بچه مي خواد بازي كنه، من حرصِ بچمو مي خورم، بقيه هم حرص بچشونو

ديگه همسر و خواهرش خوابيدن و مادر شوهر اومد تو حال كه من و جوجه تنها نباشيم

( البته كه الان من و جوجه تنهاييم و رفت تو يه اناق ديگه خوابيد). منم خوابم نمي بره اصلا

به هزار تا دليل ! بگذريم ... اميدوارم فردا روز خوبي باشه، روز صحت و سلامت جوجه ام .

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 12:46

دندونپزشك آشناي همسره ... بهش گفته روكش خيلي خوب براي خانومم بذار

براي خودم از اين معمولي ها !

دكتر مرد حواني ست با اخلاق هاي " عمو مردكي"

امروز بالاي سرم با خنده به منشي اش مي گفت كه آقاي ف گفته موارد مذكور،

بيخود پي فيلم و داستانم ... شايد همين مسئوليت پذيري و تعهد ... اسمشو شما بگيد!

عاقبت امر دو فيلم بسيار عاشقانه ي غير اروتيك ديدم و پسنديدم بسيار ...

علي الحساب me befor you رو اگه دوست داشتين ببينيد تا بعدي، شايدم ديدين تاحالا!

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 12:46

دفاع كردم اسفند ٩٥، همون موقع يه فرشته تو دلم بود ...

شدم خانوم دكتر، همزمان مادر ... حالا روزها تو خونه اداي شير

و ببر درميارم و چهاردست و پا دنبال جوجم مي كنم ... روزي ٣-٤

بار پو پو ميشستم كه به بركت قولنج كتف و باقي اعضا ديگه يه بار بيشتر

انجامش نمي دم ... بعد خانوم ح كه درست فهميد چم شده گفت دكتري رو

كردي چوب و روزي هزار بار مي زني تو سرت؟ كم مونده بود بگه " خاك تو خلت"

دكي سمنان هم به چيزي تو همين مايه ها گفت ... آخ براش ايميل نزدم يادم رفت .

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 12:46

دفاع كردم اسفند ٩٥، همون موقع يه فرشته تو دلم بود ... شدم خانوم دكتر، همزمان مادر ... حالا روزها تو خونه اداي شير و ببر درميارم و چهاردست و پا دنبال جوجم مي كنم ... روزي ٣-٤ بار پو پو ميشستم كه به

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 12:46

١- من خر نميشم،

٢- يكي از سخت ترين كارها براي من درست كردن آب ليمو ترش و عسله وقتي سرما خوردم!

٣- من خر نمي شم!

٤- خيساندن حبوبات براي آبگوشت و عدسي يكي ديگه از سخت ترين كارهاي دنيا براي منه...

٥- من خر نمي شم!!

٦- خسته، سرما خورده و ناراحتم.

٧- من خر نمي شم!!!

٨- وقتي از كسي بدتون مياد اينقدر خودتون رو مشتاق و گوگولي مگولي نشون نديد ... چون خر نمي شه !!!!

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 12:46

ماماينا ديشب مي خواستن كيك و كادو بيارن گفتم نه خيلي خستم باشه هفته ي ديگه با تولد همسر يكي مي كنيم و مهموني بازي و ... بعدش اما قرار شد همراه خواهرك و همسرش شامي رو كه پدرم درست كرده بود بيارن كه اوم

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 12:46

رفتيم عروسي دختر عمه ي همسر، خداد تومان خرج كه يه عروسي بايد بريم

البته براي من كه آدم كم خرجي هستم زور داره وگرنه كه اونجا همه توووپ!!!!

١- چقدرم كه بدم مياد از دروغ و ... مگه كسي ازتون چيزي پرسيد يا گله و شكايت

كرده كه دروغ مي گين؟

٢- اينقدر آدم خنثي اي شدم كه دام مي خواست عروسي زودتر تموم بشه و برم خونه

اصلا بهم خوش نگذشت.

٣- خيلي خستم حرفم نمياد، در عين حال يه عالمه حرف دارم!

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 12:46

خونه تا آخرين درجه و به شدت نا مرتب و كثيف بود ... از هفته ي پيش تا حالا هر چي تلاش مي كنم كارگر بياد قرارمون هماهنگ نميشه! خودم يكسره در حال جمع و جور كردنماما فايده نداشت، حجم غذا درست كردنم غير قاب

برچسب: نویسنده: شیوا سامانی تاريخ: چهارشنبه 1 اسفند 1397 ساعت: 12:46

صفحه بندی